نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۳۰ بلند اقبال

بلند اقبال / غزلیات / وزن: مفاعیل فعولن مفاعیل فعولن

اگر بداگر خوبم از دوستانم

اگر گل اگر خارم از بوستانم

دلش خواست باشم چنین این چنینم

اگر گفت گردم چنان آنچنانم

به هرجا که بدهدنشانم نشینم

به هر سو که گوید روان شو روانم

اگر گفت شوگوشوم در برش گو

وگر گفت شوصولجان صولجانم

از آن عنبرین طره در پیچ وتابم

وز آن آتشین چهره آتش به جانم

چوگردد وصالش میسر بهارم

چو گردم گرفتار هجرش خزانم

از آنتار وپودم بپاشیده از هم

که در پیش مهتاب رویش کتانم

جلال مرا گر که خواهی ببینی

ببین چون که بیرون برند از جهانم

بلنداست اقبال من شکر لله

که شیر خدا را سگ آستانم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این ابیات به عواطف و احساسات متضاد خود اشاره می‌کند. او می‌گوید که اگرچه ممکن است در شرایط مختلف تغییر کند، اما این تغییرات ناشی از عشق و ارادت او به معشوق است. او خود را به هر شکلی که معشوق بخواهد تبدیل می‌کند و در هر جا که او بخواهد حاضر است. همچنین، در ابیات به زیبایی و جذبه معشوق اشاره دارد و این که بودن در کنار او برای او بهار است، در حالی که دوری از او او را به افسردگی و ناامیدی می‌کشاند. در نهایت، شاعر بر پیوند عمیق و ارادت خود به معشوق تأکید می‌کند.