نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۷۳ بلند اقبال

بلند اقبال / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

ساقی امشب می دهی گر می به من

ساغر از کف نه به من می ده به من

گو به خادم تا رود در پیش یار

گوید او راتا بیاید پیش من

آمدی در پیش من خوش آمدی

ای نگار گلرخ نسرین بدن

نه چورخسارت بود ماه فلک

نه چو بالایت بود سروچمن

ماه راکی بوده زلف عنبرین

سرو را کی بوده بر مشک ختن

خیز وجامی ده بلنداقبال را

تا بگوید وصف میرمؤتمن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، ساقی از معشوقه می‌خواهد تا برای او می بیاورد و از او درخواست می‌کند که پیامی برای یار برساند. شاعر با ابراز خوشحالی از آمدن محبوبش، او را به زیبایی و لطافت تشبیه می‌کند و به توصیف او به عنوان کسی می‌پردازد که نه مانند ماه و نه مانند سرو، بلکه منحصر به فرد است. در پایان نیز از ساقی می‌خواهد که جام بلندی بیاورد تا درباره‌ی ویژگی‌های خاص یک شخص دیگر صحبت کند.