نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۷۹ بلند اقبال

بلند اقبال / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)

چشمه حیوان من شد لب جانان من

شد لب جانان من چشمه حیوان من

شد رخ جانان من شمع شبستان من

شمع شبستان من شد رخ جانان من

برد دل وجان من از نگهی چشم تو

از نگهی چشم تو برد دل و جان من

سنبل وریحان من گشت خط وزلف تو

گشت خط وزلف تو سنبل و ریحان من

گوهر ومرجان من شد لب ودندان تو

شد لب ودندان توگوهر ومرجان من

شد مه تابان من روی تو در چرخ حسن

روی تو درچرخ حسن شد مه تابان من

پر شده دامان من بی تو ز خون جگر

بی تو ز خون جگر پر شده دامان من

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و عشق عمیق شاعر نسبت به محبوبش پرداخته است. شاعر از ویژگی‌های محبوبش مانند لب‌ها، چهره، و چشم‌هایش یاد می‌کند و آن‌ها را به عناصر طبیعی و زیبا چون چشمه، شمع، سنبل و مرجان تشبیه می‌کند. همچنین، بیان می‌کند که نبود محبوبش بر او اثر عمیقی گذاشته و دامنش پر شده از غم و اندوه. این شعر نشان‌دهنده احساسات عاشقانه و عاطفی شدید شاعر است.