بخش ۲۵ - اظهار ارادت و اخلاص تاک به گل بلند اقبال
بلند اقبال / بخش دوم - داستان گل و بلبل / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
به گل گفت تاک ای تو اندر چمن
چو شیرین وما جملگی کوهکن
من وسرو و شمشاد و بید و چنار
همه بندگانیم وخدمتگذار
همه ما غلامان کوی توایم
همه گوش بر گفتگوی توایم
همه عاشقانیم و سرمست تو
همه ماهیانیم در شست تو
همه مست جام شراب توایم
پیاده دوان دررکاب توایم
تو امروز در باغ شاهی به ما
بفرما ز رحمت نگاهی به ما
ز ما گه خطائی اگر سرزند
نباید به ما قهرت آذر زند
بباید که از جرم ما بگذری
دگر یادی از رفته ها ناوری
گناهی اگر کرده بلبل ببخش
بدون خیال وتأمل ببخش
گنه شیوه بنده عفو از خداست
کرم کن ببخش آنچه او راخطاست
به حال ضعیفان ترحم خوش است
کس ار می خورد باده خم خم خوش است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، یک گل به تاک میگوید که همه موجودات حاضر در چمن (سرو، شمشاد، بید و چنار) بندگان و خدمتگزاران او هستند و عشق و محبت به او دارند. آنها در تلاشند تا محبت و رحمت او را جلب کنند و از او میخواهند که بر آنها نگاهی مهربانانه بیفکند و از خطاهایشان بگذرد. این شعر به نوعی به موضوع جبران اشتباهات و درخواست عفو و رحمت از سوی یک خالق یا معشوق میپردازد و به تواضع و عشق مخلوقات اشاره دارد.