نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۵ - شگفتن گل در گلشن بلند اقبال

بلند اقبال / بخش دوم - داستان گل و بلبل / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

پس از فرودین آمد اردیبهشت

گلستان ز گل گشت رشک بهشت

به امر خدا گل به گلشن شکفت

چوگل در چمن روح در تن شکفت

به تخت زمرد شه گل نشست

در باغ را باغبان سخت بست

که هر کس نباید بر شه رود

کز اسرار شه شاید آگاه شود

بلی کس اگر محرم شاه شد

چه باک ار ز راز شه آگاه شد

چو در پیش گل گشت سوسن کنیز

کنیزش بنفشه شد از شوق نیز

چو بر سرو حکم غلامی بداد

به یک پا برش چون غلام ایستاد

به نرگس که از درد بیمار بود

به دردش دمادم پرستار بود

به گلزار زن خیمه در نوبهار

در آنجا مکان گیر همچون هزار

مشودرشبستان دگر منزوی

بباید که سوی گلستان روی

بهار وگلستان شراب ونگار

خوش است ار میسر شود این چهار

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن، به زیبایی‌های بهار و شکوفایی گل‌ها اشاره شده است. فرودین به اردیبهشت رسیده و گلستان به بهشتی زیبا تبدیل شده است. برای خداوند، گل‌ها در باغ شکوفا شده‌اند و روح زندگی در آنها دمیده شده است. در این میان، شاه گل‌ها بر تخت نشسته و باغبان در ورودی باغ را بسته است تا هیچ‌کس جز محرم‌ها به رازهای شاه آگاه نشود. گل‌ها و گیاهان در این بهار به زیبایی با یکدیگر ارتباط برقرار کرده و هرکدام نقش خاصی دارند. در نهایت، متن به اهمیت بهار، گلستان، شراب و هنر اشاره دارد و آرزوی دسترسی به این زیبایی‌ها را می‌کند.