بخش ۱ - لک الحمد یا ذالعلا والکرم بلند اقبال
بلند اقبال / بخش سوم / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
لک الحمد یا ذالعلا والکرم
لک الشکر یا ذالعطا والنعم
به امر تو بر پا بود نه فلک
ثنا درفلک از تو گوید ملک
ز خاک وز آب وز باد وزنار
که هستند اضداد هم این چهار
چه خوش نقشها آشکارا کنی
عیان لعل از سنگ خارا کنی
دهی در دل سنگ جا شیشه را
به دلها دهی راه اندیشه را
کنی مشک درناف آهو ز خون
ز بحر عنبر اشهب آری برون
رطب اری از نخل واز نحل عسل
عجب بی مثالی عجب بی بدل
شکر آوری از نی و می زتاک
به دست تو بشاد حیات وهلاک
به گوهر دهی پرورش در صدف
یکی را دهی غم یکی را شعف
«ز یک قطره آب منی پروری
بتی گلرخ وبدهیش دلبری»
نشدهیچکس آگه از ذات تو
توشاهی ولیکن همه مات تو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره قدردانی و ستایش از خداوند است. شاعر به عظمت و کرم الهی اشاره میکند و بیان میکند که همه چیز در جهان به فرمان او برقرار است. او با تأکید بر نعمتها و تواناییهای خداوند، مانند تبدیل سنگ به لعل و ایجاد زیبایی از نا چیزی، حیرت خود را از خلق و آفرینش الهی ابراز میکند. همچنین، شاعر به تضادهایی مانند آب و خاک و اندیشههای مختلف اشاره دارد و به این نکته میپردازد که هیچکس نمیتواند به عمق ذات خداوند پی ببرد، اما همه در برابر او مات و شگفتزدهاند.