نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۳ - در صفت عشق بلند اقبال

بلند اقبال / بخش سوم / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

عشق دانی چیست ترک آرزوست

بلکه ترک دل که منزلگاه اوست

عقل اگر داری مشو از عشق دور

انه مفتاح ابواب السرور

ترک مال وجان، به عشق دوست کن

دوستی کن هر چه رای اوست کن

از شراب عشق اگر لب تر کنی

چون زلیخا زندگی از سر کنی

پیر اگر باشی جوان گردی ز عشق

در جوانی کامران گردی زعشق

بی نیاز از انس و ازجان سازدت

هر ه مشکل داری آسان سازدت

پای تا سر جوهر جانت کند

تا رسد جانی که جانانت کند

وآنکه نبود عشق جانان در دلش

جز پشیمانی نباشد حاصلش

گر دلت خالی بود از عشق یار

خون کنش وز دیده ریزش درکنار

از دم عشق آنکه را دل زنده است

تا خدا پاینده او پاینده است

وصف عشق از گفتگو بیرون بود

هر چه افزون گویم او افزون بود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و اهمیت آن در زندگی است. شاعر عشق را ترک آرزو و دل می‌داند و می‌گوید که عقل باید به عشق نزدیک باشد، زیرا عشق کلید خوشبختی است. او توصیه می‌کند که باید مال و جان را برای عشق دوست فدای کرد و از شراب عشق نوشید. عشق می‌تواند انسان را جوان کند و نیازی به دیگر دلبستگی‌ها نداشته باشد. در نهایت، شاعر می‌گوید که بدون عشق، زندگی تنها با پشیمانی پر می‌شود و عشق واقعی، زندگی را پاینده می‌سازد. وصف عشق فراتر از کلمات است و هر چه درباره‌اش بیشتر بگوییم، عظمت آن بیشتر نمایان می‌شود.