نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۷ - فی التنبیه بلند اقبال

بلند اقبال / بخش سوم / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

نه هر تاجداری بود شهریار

خروسان بسی دیده ام تاجدار

نه هر خسروی صاحب افسر است

نه هر چیز شیرین شود شکر است

نه هر کس بود زابلی رستم است

نه هر کس که طائی بود حاتم است

نه مرد است دارای ریش وذکر

که هستند دارا بز و نره خر

هر آئینه سازی نه اسکندر است

سزاوار هر سر کجا افسر است

نه هر کس که مه طلعت ومشک مواست

توان گفت دلبر که گویند اوست

که باچیز دیگر بود دلبری

بود شیوه او به دست پری

نه هر جنگجوئی است پور پشنگ

نه پور پشنگ است هر کس به جنگ

نه اندر قرن هر که بد شد اویس

نه هر عامری را توان گفت قیس

نه هرکس که خوانند اورا بزرگ

توان میش را گیرد از چنگ گرگ

بزرگی سزاوار یزدان بود

که بود و وجود همه ز آن بود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن بیانگر این است که نه هر کسی که ظاهری خاص یا مقام و عنوانی دارد، سزاوار احترام و اعتبار است. شاعر به این نکته اشاره می‌کند که تنها با داشتن ظاهر یا عنوان نمی‌توان به بزرگی و شایستگی رسید. او مثال‌هایی از شخصیت‌هایی مانند رستم و حاتم می‌آورد تا بگوید نه هر زابلی مثل رستم است و نه هر طایی مانند حاتم. همچنین تأکید می‌کند که شجاعت و بزرگی واقعی به درون و کردار انسان بستگی دارد و نه به ظواهر. در نهایت، بزرگ بودن را به وجود الهی نسبت می‌دهد و می‌گوید که بزرگی از آن خداوند است.