بخش ۲۲ - نکته بلند اقبال
بلند اقبال / بخش سوم / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
گر رمد چشمت ندارد در عدد
عشق را با دوست بینی متحد
دوست با عشق ار چه دانی شدیکی
بشنو از من تا بگویم اندکی
یعنی ار جز دوست داری در ضمیر
نیستی ازعشق در عالم خبیر
ای خوش آن عاشق که جز جانان دگر
در ضمیرش کس نگردد جلوه گر
هر چه بیند دوست را بیند در او
هر چه گوید زونماید گفتگو
چشم او بر خم نباشد یا سبو
می بود از این وآن مقصود او
وحدت آرددم از کثرت کم زند
پشت پا بر هر چه درعالم زند
مرحبا ای عشق جانان مرحبا
مرحبا ای راحت جان مرحبا
ای تو در هر روز و هر شب یار من
ای ز توآسان همه دشوار من
از بر من جا به دیگر جا مگیر
سایه خویش از سر من وامگیر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به عشق و دوست میپردازد و بیان میکند که عشق واقعی تنها به یک دوست هست، و اگر کسی غیر از دوست را در دل داشته باشد، در حقیقت از عشق بیخبر است. شاعر تأکید میکند که عاشق واقعی کسی است که فقط جانان خود را در دل دارد و همه چیز را از دید او میبیند. او میگوید که عشق باعث میشود انسان از هرگونه تفاوت و کثرت دور شود و به وحدت برسد. در نهایت، شاعر به عشق خود سلام میکند و از او میخواهد که همیشه در کنار او بماند و سایهاش را از سر او برندارد.