بخش ۳۳ - در زراعت وشرح حال خود بلند اقبال
بلند اقبال / بخش سوم / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
به دهقانی افتدتو را کار اگر
وگر خواهی از کشته خودثمر
بکن سعی تا نگذرد وقت کار
هم ازوقت رو زودتر تخم کار
اگر کشت خواهی کنی سال نو
به تدبیر آن کشت امسال رو
نما زود کاری به قانون خویش
بکن کار از وعده خویش پیش
بکن با رعیت رعایت که او
کند کار را زود وبی گفتگو
ولی مالک ملک کس گرشود
خصوصا به شیراز ما خر شود
ز بس بار وصادر به اومی کشند
دو هفته نرفته است کش می کشند
شود شوشه ای از زر ار خوشه ای
نمی ماند از بهر اوتوشه ای
خصوصا دراستخر وخاصه به شول
که ملک من است وکسان را تیول
یکی می برد آب اورا به جبر
یکی غارتش میکندچون هژبر
ز من مالیاتش طلب می کنند
از این عدل عالم عجب می کنند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به انتقاد از وضعیت کشاورزی و مشکلات دهقانان میپردازد. شاعر به دهقان توصیه میکند که اگر واقعاً میخواهد از زحمات خود نتیجه بگیرد، باید بکوشد و وقت را هدر ندهد. او اشاره میکند که باید زودتر اقدام کند و با تدبیر کشت خود را آغاز کند. همچنین، او به مشکلاتی که دهقانان در تعامل با مالکان زمین و شرایط ناعادلانه مربوط به مالیات و غارتگری دارند، اشاره میکند. در نهایت، شاعر از بیعدالتیهایی که دهقانان با آن روبرو هستند، ابراز تأسف مینماید.