نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۳۴ - درباره ریاکاران زاهدنما بلند اقبال

بلند اقبال / بخش سوم / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

گذارند داغی به ران ستور

که بشناسدش صاحب از راه دور

چرا داغ زاهدنهد بر جبین

جبین را ندانسته از ران یقین

پی صیدخلق است در صبح وشام

گرفته است تسبیح بر کف چودام

ز طول نمازش مخور هیچ گول

که در رهزنی هست بدتر ز غول

چوخواند قنوت اوخر ونره خر

بهگاه رکوعش دهد سیم وزر

به وقت سجود آید اوخر سوار

که تا پس دهد نیست گر راهوار

نماز ار کند کس به عمر دراز

بدین سان چه حاصل برد از نماز

گنه را چه فرق از عبادات ماست

عبادات ما کی پسندخداست

کسانی که بر دل نهادند داغ

از ایشان مگر شخص یابد فراغ

وگرنه در این زاهدان هیچ نیست

به گفتارشان غیر سر گیج نیست

به زاهدبگوبدمکن دل زمن

خود انصاف ده گفتم از حق سخن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره ظاهرسازی زاهدان و روحانیان است که به عبادت و نماز می‌پردازند، اما در باطن از خدایی و اخلاق فاصله دارند. شاعر به انتقاد از آن‌ها می‌پردازد و می‌گوید که داغی که بر ران ستور می‌زنند تا او را بشناسند، مشابه ظاهری است که زاهدان برای خود می‌سازند، در حالی که در دل و رفتارشان ناسازگاری وجود دارد. او همچنین به این نکته اشاره می‌کند که عبادات تنها در صورتی مورد قبول خدا هستند که واقعی و خالص باشند، و اگر اعمال جنبه ظاهری و ریاکاری داشته باشند، هیچ ارزشی ندارند. در نهایت، شاعر خواهان صداقت و انصاف در دین و عبادت است.