بخش ۳۹ - خطاب به ریاکاران زاهد نما بلند اقبال
بلند اقبال / بخش سوم / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
مده زاهدا بیش ازاینم صداع
برومختصر کن سخن گووداع
نصیحت نگو کم بده دردسر
که پندت نگردد به منکارگر
پی کار خود روچه کارت بمن
مگوازحدیث قیامت سخن
من ار ظلمتم تو برو نور باش
بهخلد برین همدم حور باش
ز دوزخ دهی تا کی اندیشه ام
مزن اینقدر سنگ بر شیشه ام
مکن ناامیدم ز درگاه حق
چرا میکنی دورم ازراه حق
تومغرور کار ثواب خودی
تو مخمورجام شراب خودی
کجا آتش عشق درجان توست
کجا بهتر از کفر ایمان توست
نه نان تو بیغش تر از آب ماست
نه بیداری تو به از خواب ماست
به حشر ار مرا جا به دوزخ شود
به جان تو آتش به من یخ شود
من ار خوبم ار بد برای خود م
من امیدوار از خدای خودم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر، خطاب به زاهدانی است که به نصیحت و موعظه مشغولند و از دیگران انتظار دارند که همگی به پایبندی به اصول دینی و اخلاقی بپردازند. شاعر در اینجا بیان میکند که این نصیحتها و موعظهها بر او تاثیری ندارد و ترجیح میدهد به کار خود بپردازد. او به زاهد میگوید که به جای این کارها، بهتر است خود را به نور و روشنی تبدیل کند و از فکر کردن به عذاب جهنم دور شود. همچنین، شاعر به زاهد یادآوری میکند که غرور بر اثر اعمال نیک خود را کنار بگذارد و از عشق به خدا و امیدواری به بخشش او غافل نشود. این شعر به نوعی انتقادی است به افرادی که در دینی خود مغرور شده و دیگران را قضاوت میکنند.