بخش ۴ - مناجات بلند اقبال
بلند اقبال / بخش سوم / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
کریما غفورا تو دانی که ما
صد ابلیس هستیم در یک عبا
ز ابلیس تلبیس ما برتر است
ز بس نفس ما ملحد وکافر است
گر اوکرد اندر جهان یک خطا
خطا هست در روز وشب کار ما
تو بخشنده هرگناهی وبس
نباشد در این خانه غیر از توکس
کجا روکنم رانیم گر ز در
مگر جز درت هست جای دگر
چو شد عین عفو تو عاصی طلب
مرا کار عصیان بود روز وشب
توانی به من هر چه خواهی کنی
مرا روسفید از سیاهی کنی
مبین برگناهم ضعیفم نگر
به داد ضعیفان رس ای دادگر
چه کم گردد از رحمتت ای رحیم
اگر جا دهی مرمر را در نعیم
سزاوار نارم ولی نارواست
گنه چون ز عبد است وعفوازخداست
به هر جا که ما را دهی جا خوش است
اگر در گلستان وگر آتش است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به خداوند کریم و بخشنده خطاب میکند و از او درخواست عفو و رحمت دارد. او بیان میکند که انسانها در ظاهر خوب هستند اما باطنشان پر از گناه و کفر است. شاعر با بیان اینکه هیچکجا جز درگاه خداوند نمیتواند پناه ببرد، از عفو و رحمت بینظیر خدا سخن میگوید و امیدوار است که خداوند از سیاهیهای او را به روشنایی برساند. او تأکید میکند که ممکن است سزاوار عذاب باشد، اما از آنجایی که گناه از انسان و عفو از خداوند است، امیدوار است که خداوند بر او رحمت کند، چه در بهشت و چه در جهنم.