نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۶ - توسل به حضرت اباعبدالله الحسین (ع) بلند اقبال

بلند اقبال / بخش سوم / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

اگر که هیچ به دوران نه طاعت است مرا

ولیک از توا مید شفاعت است مرا

به روز حشر توئی شافع صغیر وکبیر

ز لطف محو مفرما مرا ز لوح ضمیر

به حق قاسم وعباس وا صغر واکبر

مرا مساز فراموش در صف محشر

به گیر ودار قیامت برس به فریادم

بکن ز آتش دوزخ ز لطف آزادم

مرا به دل نه غمی از گناه خویشتن است

چرا که رحمت حق بیشتر ز جرم من است

نباشد ار چه شب و روز جز گنه کارم

ولی چه غم که خداوندگفته غفارم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر ندامت و امید شاعر به رحمت الهی است. شاعر به خداوند می‌گوید که با وجود اینکه خود را در برابر گناهانش ضعیف می‌بیند و به طاعت و عبادت نمی‌تواند برگردد، ولی امید دارد که در روز قیامت، با شفاعت پیامبر (ص) و اهل بیت (ع)، از عذاب نجات یابد. او به لطف خداوند امید دارد و می‌گوید که رحمت پروردگار بیشتر از گناهان اوست و این امید او را آسوده خاطر کرده است. شاعر می‌خواهد از آتش دوزخ رهایی یابد و به یاد محبت و رحمت الهی دلگرم است.