بخش ۴۷ - در فرق کمال ومال بلند اقبال
بلند اقبال / بخش سوم / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
مرا با کمالی بگفت ازملال
بود حرف تشبیه کاف کمال
بگفتم دهدنشئه چون می کمال
کم از می بود مستیش کی کمال
به کسب کمال آنکه کوشد خوش است
شراب حلال ار بنوشد خوش است
ز شه حکمآید چودر ضبط مال
شودضبط مال تو بی قیل و قال
کمال تو هر جا تو را همره است
نه دزدش بردضابطش نه شه است
نخواهدگماری به اوپاسبان
نه حاجت که اورا نمائی نهان
کمالی کز آفات باشد بری
نگرددکس او را چرا مشتری
چوالماس باشد به قیمت کمال
بودمال مانند ظرف سفال
خریدند صدکوزه از کوزه گر
نگردید پیدا یک الماس خر
جواهر شناس است الماس خواه
که تا سازدش زینت تاج شاه
خریدار الماس بسیار نیست
نپندار کورا خریدار نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از کمال و فضیلت صحبت میکند و میگوید که کمال حقیقی از ملال و کسالت دور است. او به تشبیهی میپردازد که زیبایی و کمال را به می و شراب تشبیه میکند و اشاره میکند که کسی که برای کسب کمال تلاش میکند، در واقع به خوشی و سرور دست مییابد. شاعر به این نکته میپردازد که کمال شخصی که در کنار اوست، هیچ وقت نمیتواند گم شود، زیرا در حفاظت و نگهبانی قرار دارد. او همچنین بر این موضوع تأکید دارد که کمالی که از آفات دور باشد، برای دیگران جذاب نیست و به سادگی نمیتوان آن را پیدا کرد. در نهایت، شاعر به مقایسه الماس و قیمت خویش میپردازد و به این نکته اشاره میکند که در میان بسیاری از چیزها، فقط جواهر شناس واقعی میتواند ارزش این کمال را درک کند و آن را بیابد، زیرا خریدار کمال و فضیلت، کم است و نباید گمان کرد که همه به دنبال آن هستند.