نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۵۱ - مناجات بلند اقبال

بلند اقبال / بخش سوم / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

الهی ترحم به عبدالذلیل

ذلیلم ما ای خدای جلیل

لنا لیس فی الدار زادالثواب

مگرفضل توگیرد از رخ نقاب

همه رهروان وهمه گمرهیم

نه گر رهنمائی کنی درجحیم

نه عصیان اگر عادت ما شود

کجا عین عفو توپیدا شود

خدایا بکن آنچه زیبنده است

مکن آنچه شایسته بنده است

اگر تو برانی کجا روکنیم

کسی نیست تا رو سوی اوکنیم

خدایا خدائی به غیر از تونیست

اگر هست ملکش کجا هست وکیست

به هر جا که ملکی بود ملک توست

به دریای وحدت روان فلک توست

الهی به حق نبی و ولی

به جاه محمد (ص) به قرب علی

بیامرز ما را که شرمنده ایم

همه عاصی اما تو را بنده ایم

به این مشت خاک ای خداوند پاک

بفرمائی ار رحم و بخشش چه باک

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دعا و ناله‌ای است از یک بنده خدا به درگاه الهی. شاعر از خداوند می‌خواهد به او و دیگران رحم کند و اذعان دارد که همه انسان‌ها در گمراهی و عصیان به سر می‌برند. او از خدا می‌خواهد که به خاطر مقام پیامبر و ولی، گناهان بندگان را ببخشد و بر آنها رحم کند. در این دعا، شاعر به توحید و یکتایی خدا اشاره می‌کند و این نکته را برجسته می‌سازد که در هیچ کجا جز خدا پناهی برای انسان‌ها وجود ندارد. او در نهایت از خدا طلب عفو و بخشش می‌کند و بر این باور است که حتی با وجود گناهان، همه بندگان در قراری با خداوند هستند.