بخش ۵۶ - حکایت بر سبیل تمثیل بلند اقبال
بلند اقبال / بخش سوم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
مرد دهقان ریخت تخمی بر زمین
آب رویش هشت در صبح و پسین
چند روزی چون چنینکرد وگذشت
کشت او روئید وناگه سبز گشت
سبز گشت و خوشه کرد ودانه کرد
شد زیاد وخرمن از هر سو فتاد
خرمنش کوبیده گشت و پاک شد
دانه ها چون دور از خاشاک شد
کرد دهقان پر از او انبارها
اینکه گفتم دیده هر کس بارها
بی سبب نبودکه می گردد چنین
اندر این سری بود پنهان ببین
بر زمینی آب اگر افضل بود
مشکل صاحب زمین پس حل بود
بر زمینی آب اگر باشد سوار
هرچه خواهی زوبروید دربهار
قیمت وقدر زمین از آب شد
مر زمین را آب فتح باب شد
هر زمین را که نبودهیچ آب
نیستش قدر وبها باشدخراب
آمده در هر سری سری قرین
برزگر هم آب جوید با زمین
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره کشاورزی و اهمیت آب برای کشت و زراعت است. دهقان تخم را بر زمین میپاشد و با آبیاری منظم، محصولش میروید و سبز میشود. با گذشت زمان، محصول به حدی میرسد که خرمن انبوهی شکل میگیرد. شاعر به این نکته اشاره دارد که آب، پایه و اساس موفقیت کشت است و بدون آن، زمین ارزش و بهایی ندارد. در واقع، ارتباط عمیق بین زمین و آب وجود دارد و هر کشاورزی برای به دست آوردن محصول خوب، باید به دنبال آب باشد. این متن بر اهمیت آب و ضرورت آن برای کشاورزی تأکید میکند.