بخش ۱ - نصایح بلند اقبال
بلند اقبال / بخش چهارم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
حمد بی حد و ثنای بی عدد
هست شایان خداوند احد
آنکه از امر کن ازجود وکرم
عالمی را کردموجو از عدم
آنکه می باشد به هر شیئی قدیر
نه شریکی هست او را نه نظیر
آسمان را بی ستون بر پای داشت
کس نمی داند که چون برجای داشت
خاک وباد وآب وآتش آفرید
نقشها زاین چار بس خوش آفرید
از ضمیر موری آگاه است او
زیر سنگ ار در بن چاه است او
در هوا مرغی هویدا می کند
روزی ماهی به دریا می کند
برگ تر از چوب خشک آرد پدید
وز پی شام سیه صبح سفید
جانور از نطفه از نی شکر دهد
ز ابر باران ازصدف گوهر دهد
لطف او خاص است و بر هر بنده ای
می دهد روزی به هر جنبده ای
آسمان را و زمین را مالک است
هر چه باشد غیر وجهش هالک است
عقل حیران است در ذاتش که چیست
هر چه هست او هست جز او هیچ نیست
او بودخلاق هر بالا و پست
بود وهست از پیش و بعد هر چه هست
هر سر مویم شودگر صد زبان
عاجزم از شکر یک احسان آن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به ستایش بیپایان خداوند یکتا میپردازد. خداوندی که از عدم، عالم و مخلوقات را به وجود آورده است و هیچ شریکی ندارد. او خالق همه چیز، از آسمان و زمین گرفته تا موجودات زنده و پدیدههای طبیعی است. قدرت و علم او بیپایان و فراتر از درک بشری است. او روزی را به همه موجودات میدهد و مالک تمامی کائنات است. در نهایت، شاعر احساس ناتوانی از شکرگزاری نسبت به الطاف خداوند را ابراز میکند.