بخش ۴ - در شفقت با همسایگان بلند اقبال
بلند اقبال / بخش چهارم / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
به همسایگان بذل وا حسان نما
کز احسان بر آنها شوی کدخدا
بده گاه گاهی بر ایشان طعام
که تا خواجه گردی توایشان غلام
کسی گر به ایشان کند داوری
به ایشان حمایت کن و یاوری
مددکار ایشان به هر کار باش
ز احوال ایشان خبر دار باش
اگر از خواصند اگر از عوام
به هر یک تواضع کن و احترام
به ایشان اگر رخ دهد ماتمی
و یا ره نماید به ایشان غمی
درآن ماتم وغم بکن همرهی
مبادا کنی غفلت وکوتهی
برون کن ز دلهایشان درد وغم
پرستارشان باش چون خال وعم
به طفلانشان مهربانی نما
به پیرانشان میهمانی نما
اگر صاحب علم وفضل است وجاه
سزد حرمت ار داری از اونگاه
وگر بینوایند وبی مایه اند
به سر سایه شان شو که همسایه اند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، نویسنده به اهمیت احسان و نیکوکاری به همسایهها اشاره میکند. او تاکید میکند که با بخشش و محبت میتوان به عنوان کدخدای محله شناخته شد. نویسنده میگوید باید به همسایهها غذا بدهید و در مشکلات و غمهایشان حمایت کنید. همچنین، از آنها در هر شرایط اجتماعی با احترام و تواضع برخورد کنید، فرقی نمیکند که آنها از افراد مرفه باشند یا کمدرآمد. در زمان مصیبت یا ناراحتی همسایهها، باید به آنها کمک کنید و در شادیها و غمها شریک باشید. باید به همه اقشار جامعه توجه کرده و مهربانی، احترام و محبت را به نمایش بگذارید، به ویژه نسبت به کودکان و سالمندان. همچنین، به علم و فضیلت افراد احترام بگذارید و در عین حال در کنار نیازمندان باشید.