نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۳۱ - در تسلیم و رضا درمصائب روزگار بلند اقبال

بلند اقبال / بخش چهارم / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

چونیک وبد آید برت درجهان

نه زاین شو غمین ونه دلشاد از آن

که میباشد این حالت کودکان

پی مشتی از خارک وگردکان

به عالم چه شادی چه غم بگذرد

بدونیک و عدل وستم بگذرد

نباشد به کار جهان اعتبار

ندیدم قراری بودبرقرار

بودهر فرازی نشیبش ز پی

گه اردیبهشت آید وگاه دی

نه یکسان بودگردش روزگار

که گاهی خزان است وگاهی بهار

گهی شب گهی روز روشن شود

گهی فرودین گاه بهمن شود

گهی ماه بدر است وگاهی هلال

کندگه شرف کوکب و گه وبال

گهی شمس می افتداندر کسوف

گهی میشود تیره ماه از خسوف

عروسی بود گاه وگه ماتم است

گهی هست شادی وگاهی غم است

ز تقدیر یزدان همه کارهاست

خوش آنکو به تقدیر یزدان رضاست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به بیان ناپایداری و عدم ثبات وضعیت‌های زندگی می‌پردازد. شاعر اشاره می‌کند که نه باید از حال خوش غمگین بود و نه از حال بد شاد؛ زیرا زندگی همچون کودکان، به ناپایداری‌های زیادی دچار است. روزگار بی‌ثبات است و همه چیز به تقدیر الهی وابسته است. گاهی شادی و خوشحالی وجود دارد و گاهی غم و اندوه، و این چرخه ادامه دارد. در نهایت، بهترین حالت این است که انسان به تقدیر الهی راضی باشد.