نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۶ - در رنجش از اهل زمانه بلند اقبال

بلند اقبال / بخش چهارم / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

ز خلق جهان سخت رنجیده ام

بدی ها از ایشان ز بس دیده ام

پدر هیچ نبود به فکر پسر

پسر ناورد هیچ یاد از پدر

اطاعت به شوهر ندارد زنی

ز شوهر بتر نیستش دشمنی

در این خلق یک ذره انصاف نیست

اگر هست با من بگوئید کیست

همه خلق هستند چون گرگ هار

کسی گرگ هارش نگردد دچار

از این خلق وافعالشان الحذر

حذر کر می باید از شور وشر

نه ظالم کند رحم بر کور و شل

نه عالم نماید به علمش عمل

شعار همه رشوه خوردن بود

دل جمله غافل ز مردن بود

فسادی که نبود به عالم کم است

ز عالم فساد همه عالم است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از اندوه و ناراحتی ناشی از رفتارهای بد مردم سخن می‌گوید. او به بی‌توجهی پدران نسبت به فرزندان و همچنین عدم اطاعت زنان از شوهران اشاره می‌کند. شاعر بیان می‌کند که در میان مردم انصاف وجود ندارد و همه مانند گرگ‌های گرسنه به یکدیگر آسیب می‌زنند. او از فساد و ناپاکی در جامعه انتقاد کرده و تأکید می‌کند که علم بدون عمل هیچ ارزشی ندارد. در نهایت، شاعر به این نتیجه می‌رسد که فساد در جامعه بیداد می‌کند و همه به نوعی در آن سهیم هستند.