بخش ۳۲ - در صبر وصابری بلند اقبال
بلند اقبال / بخش چهارم / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
به غم صبر کن بیقراری مکن
به رخ اشک از دیده جاری مکن
صبوری کن از درد دوری منال
به روزو شب وهفته وماه وسال
مگوصبر تلخ است گوشکر است
ز شهد و شکر بلکه شیرین تر است
به بستان شد از صبر بر پا شجر
شجر هم ز صبر است کآورده بر
بشد تاک از صبر بر پا ز خاک
بشد غوره از صبر پیدا زتاک
شد آن غوره انگور شیرین ز صبر
شد انگور صهبای رنگین ز صبر
همه درد از صبر درمان شود
همه مشکل از صبر آسان شود
ز صبر است هر کار آراسته
ز صبر آمد آن را که دل خواسته
خدا صابران را بوددوستدار
بکن صبر وشو دوست با کردگار
کسی کوخدا دوستدارش بود
چه باک از غم روزگارش بود
نه هرکس تواند برداجر صبر
که جای اندرین بیشه دارد هژبر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به اهمیت صبر در مواجهه با غم و مشکلات زندگی اشاره میکند. او از مخاطب میخواهد که از بیقراری و اشکریزی پرهیز کند و به صبر در برابر درد و دوری ادامه دهد. صبر را به عنوان یک شجرهای میداند که از آن میوههای خوشمزهای مانند انگور و شراب شیرین به بار میآید. شاعر تأکید میکند که با صبر، مشکلات آسان میشوند و دردها درمان مییابند. همچنین اشاره میکند که خداوند صابران را دوست دارد و کسی که مورد محبت خدا باشد، نباید از غمهای دنیا نگران باشد. در نهایت میگوید صبر فضیلت و قدرتی است که فقط کسانی خاص میتوانند آن را تحمل کنند.