بخش ۳۵ - درگرامی داشتن میهمان بلند اقبال
بلند اقبال / بخش چهارم / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
بود تحفه ای از خدا میهمان
چودر پیشت آید بشوشادمان
گرامیش دار ار چه کافر بود
که این گفته گفت پیمبر بود
تو را باشد از خرج مهمان چه بیم
که رزقش بود با خدای کریم
مهیا نما از برایش طعام
ز لطف خود او را بکن شادکام
ز هر نعمت تازه در پیش آر
به پیشش شواز مهر خدمتگذار
چو جان میهمان را بده جا به دل
به خدمت کن او را زخود منفعل
بر میهمان تندخوئی مکن
مشوترش رو تلخ گوئی مکن
به پهلوی وی شاد وخرم نشین
نه غمگین که اورا نمائی غمین
به خشروئی او را ز خودشاد کن
به شیرینی او را چو فرهاد کن
ز کس میهمان گر شود تنگدل
سزد خوانی او را اگر سنگدل
مگوپیش مهمان سخنهای زشت
که زشتان ندارند ره در بهشت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن درباره اهمیت رفتار خوب با میهمانان و آداب مهماننوازی است. شاعر به ارزش میهمان به عنوان هدیهای از طرف خدا اشاره میکند و توصیه میکند که با مهربانی و احترام با او برخورد شود، حتی اگر میهمان کافر باشد. او تأکید میکند که رزق میهمان از سوی خداوند آمده و باید از او پذیرایی شود. همچنین، به ابراز شادی و خوشرویی در برابر میهمان و عدم تندخویی و گفتن سخنان زشت تاکید میکند، زیرا این رفتارها نه تنها ناپسند است بلکه ممکن است موجب ناراحتی میهمان شود. در کل، متن بر اساس محبت، احترام و آداب نیکو در برخورد با مهمانان تأکید دارد.