بخش ۳۴ - درنماز و روزه بلند اقبال
بلند اقبال / بخش چهارم / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
به کار نماز آی و سستی مکن
به طاعات تندی وچستی مکن
به کار عبادت چوکاهل شوی
ز یادخدا زودغافل شوی
حذر کن ستهزا مکن بر نماز
مکن باکسی شوخی اندرنماز
که گردد ز تو دین ودنیا هلاک
پشمان شوی گردی اندوهناک
چوصوم وصلوة از برای خداست
برای خدا کار کردن رواست
نمیباشد اندردلت هیچ نور
دلت درنماز ار ندارد حضور
اگر نیست حاضر دلت درنماز
نمازت نیرزد به سیری پیاز
اگر روزه تن کاهد آگاه شد
ز اسرار کس هر که تن کاه شد
اگر چه ازین روزه و این نماز
خداوند عالم بود بی نیاز
چوحکم از خدا هست وامر رسول
بباید نمود از دل وجان قبول
گرت میل طاعت بودساعتی
از این دونکوتر نشد طاعتی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به اهمیت و ارزش نماز و عبادت اشاره دارد. شاعر از کسی که سست و غافل میشود، میخواهد که در انجام وظایف دینی جدی باشد و از بیتوجهی بپرهیزد. او تأکید میکند که نماز باید با حضور قلب و از سر اخلاص انجام شود؛ در غیر این صورت، ارزشی نخواهد داشت. همچنین، اشاره میشود که عبادت خالصانه برای خداوند انجام میشود و حتی اگر خداوند به عبادت ما نیازی نداشته باشد، ما باید این کار را با نیت خالص انجام دهیم. در نهایت، شاعر از کسی که به طاعت و عبادت علاقه دارد میخواهد که این علاقه را حفظ کند و آن را فراموش نکند.