شمارهٔ ۲۸ دقیقی
دقیقی طوسی / ابیات پراکنده / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
کاشکی اندر جهان شب نیستی
تا مرا هجران آن لب نیستی
زخم عقرب نیستی بر جان من
گر ورا زلف معقرب نیستی
ور نبودی کوکبش در زیر لب
مونسم تا روز کوکب نیستی
ور مرکب نیستی از نیکویی
جانم از عشقش مرکب نیستی
ور مرا بییار باید زیستن
زندگانی کاش یارب نیستی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعری غم و اندوهی از جدایی و هجران بیان شده است. شاعر آرزو میکند که کاش در دنیا شب وجود نداشت، زیرا او را از معشوقش دور کرده است. او به زخمهایی که جدایی برایش به وجود آورده اشاره میکند و میگوید که اگر معشوقش نبود، زندگی برایش قابل تحملتر بود. شاعر به طور کلی بیمعشوقی را ناکامل و دردآور میداند و آرزوی نبودن زندگی بدون عشق را دارد.