بخش ۱۴ - غزل ابن عماد
محمد بن عمادالدین خراسانی / روضة المحبین / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
در عشق به جز بلا ندیدند
جز درد دل و عنا ندیدند
چندانک پی وفا سپردند
غیراز ستم و جفا ندیدند
گشتند به تیغ غصه مقتول
در فرقت و خونبها ندیدند
جان و دل خویش را زمانی
از محنت و غم رها ندیدند
در دست بلای عشق خود را
جز عاجز و مبتلا ندیدند
گشتند بسی درین بیابان
سرگشته و رهنما ندیدند
بسیار درین طلب بمردند
از درد دل و دوا ندیدند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به پیامدهای تلخ و دردناک عشق اشاره میکند. او بیان میکند که عاشقان جز بلا و درد تجربه نکردهاند. آنها در پی وفا و حقیقت، تنها ستم و جفا را یافتهاند. در این راه، بسیاری قربانی غصه و دوری شده و جز اشک و رنج چیزی ندیدهاند. شاعر به تصویری از فراق و ناامیدی در عشق اشاره دارد و به این نکته میپردازد که در مسیر عشق، آنان همواره در رنج و عذاب بودهاند و حتی در پی درمان دردهایشان، نتوانستهاند چیزی جز درد و عذاب بیابند.