بخش ۱۷ - آمدن صبا از نزد معشوق و خبر آوردن به عاشق ابن عماد
محمد بن عمادالدین خراسانی / روضة المحبین / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
چون باد صبا از آن پریوش
این قصه شنید شد مشوش
آمد سوی عاشق جگرسوز
گفتش سخنان آن دلافروز
حرفی چو رسید از آن به گوشش
برد انده عاشقی ز هوشش
امید به هوش بازش آورد
در دایره نیازش آورد
با باد به صد فغان و زاری
گفت از سر عجز و خاکساری
کای پیک سبکرو سحرخیز
دست من و دامن تو برخیز
بشتاب ز گرد ره دگر بار
او را ز من این پیام بگزار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
غزلی از شاهنامه در اینجا بیان میکند که باد صبا به پیام عاشقی میرسد و او را دچار نگرانی میکند. عاشق از این پیام تحت تأثیر قرار میگیرد و با دلسوزی به باد میگوید که برای دوستش پیامی را برساند و او را از غم و اندوه عاشقانهاش آگاه کند. عاشق امیدوار است که باد بتواند پیام او را به معشوق برساند و از او بخواهد که به او نزدیکتر شود.