بخش ۵۶ - نامۀ دهم از زبان معشوق ابن عماد
محمد بن عمادالدین خراسانی / روضة المحبین / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
گو آنکه ترا انیس جان است
کام دل و راحت روان است
در چشم تو نیست جز خیالش
مقصود تو نیست جز وصالش
سرمایۀ راحت دلت اوست
پیرایۀ بخت مقبلت اوست
شد زنده به مهر او روانت
معمور ازوست ملک جانت
از بادۀ شوق او شدی مست
دادی به هوای او دل از دست
جان تو ز عشق او بقا یافت
چون صبح ز مهر او صفا یافت
آیینۀ حسن او دل تست
عشقش ز دو کون حاصل تست
معراج حقیقت است عشقش
منهاج طریقت است عشقش
گر کرد مدام غم اسیرت
گشت از ره لطف دستگیرت
درد تو به وصل خود دواکرد
کام تو ز لعل خود دواکرد
بعد از دعوات روحپرور
چون بوی گل و نسیم عنبر
میگویدت از طریق یاری
کای رهرو راه دوستداری
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن دربارهٔ عشق و وابستگی عاطفی به یک فرد خاص است. شاعر به زیبایی آن شخص و تأثیرات مثبت او بر زندگیاش اشاره کرده و بیان میکند که عشق او مایهٔ شادکامی و آرامش روحش شده است. زندگی و جان شاعر به محبت و عشق آن شخص وابسته است و او را منبع خیر و صفا میداند. همچنین، عشق به این فرد را نه تنها موضوعی عاطفی، بلکه مسیری برای حقیقت و راهی به سوی کمال میشمارد. در نهایت، شاعر از مشکلات و غمهایی که ممکن است در این مسیر وجود داشته باشد، با یادآوری لطف و کمک آن محبوب سخن به میان میآورد.