نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۴۹ - پیغام آوردن صبا از معشوق ابن عماد

محمد بن عمادالدین خراسانی / روضة المحبین / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

با پیک صبا چو این حکایت

گفت آن صنم از سر عنایت

دل شاد شد و ز جای برجست

نگرفت دمی قرار و ننشست

آورد به سوی آن بَلاکش

پیغام وصال آن پری‌وش

گفت ای به کمند غم گرفتار

بخت تو ز خواب گشت بیدار

آه سحر تو کارگر شد

شاخ طرب تو بارور شد

دلدار به حال تو نظر کرد

سوز دل تو در او اثر کرد

لیکن اگرت وصال باید

کار تو ز صبر می‌گشاید

باید که ز صبر برنتابی

کز صبر مراد دل بیابی

عاشق چو نوید وصل بشنید

از باد صبا چو گل بخندید

شادیش فزود و غصه کم شد

خاک ره باد صبحدم شد

لیکن چو سخن به صبر پیوست

بر خود در احتمال دربست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، راوی با پیک صبا که خبر وصال محبوب را می‌آورد، خوشحال می‌شود و از جای خود بلند می‌شود. او پیامی از محبوب دریافت می‌کند که بختش به خواب رفته و اکنون بیدار شده است. این پیام نشان می‌دهد که به زودی به وصال محبوب خواهد رسید، اما بر صبر تاکید می‌کند و می‌گوید که باید صبر کند تا به مراد دلش برسد. عاشق با شنیدن این نوید از باد صبا شاد می‌شود و غم‌هایش کمتر می‌شود، اما هنگامی که صحبت از صبر می‌شود، دوباره به شک و تردید دچار می‌شود.