نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۲ ابن حسام خوسفی

ابن حسام خوسفی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

سنبل تر دمیده بر گل دوست

بوی گل می‌دمد ز سنبل دوست

باد عنبر شمیم می‌گذرد

یافت بویی مگر ز کاکل دوست

هر تجمل که هست در خورشید

ذره ای نیست با تجمل دوست

به جفا از درش نخواهد رفت

دوستان را بود تحمّل دوست

هر کسی راه توشه‌ای بردند

ما برفتیم بر توکل دوست

قصهٔ زلف او دراز مکش

که درازست خود تطاول دوست

این رساله ز شعر ابن حسام

یاد می‌دار از ترسل دوست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و عطر دل‌انگیز دوستی اشاره دارد. شاعر با استفاده از تصاویری چون سنبله، گل و باد، به احساساتی که از دوستی و عشق به دوست به دست می‌آید، می‌پردازد. او تأکید می‌کند که هیچ چیز با زیبایی و تجمل دوستی قابل مقایسه نیست و تحمل مشکلات در کنار دوست ارزشمند است. در نهایت، شاعر به تأملاتی درباره حال و گذشته و تأثیر دوستی بر زندگی می‌پردازد و از یادآوری لحظات شیرین دوستی سخن می‌گوید.