نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۸ ابن حسام خوسفی

ابن حسام خوسفی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای روشنی دیده دعا می رسانمت

صد بندگی به دست صبا می رسانمت

احرام کعبه سر کوی تو بسته ام

وانگه تحیّتی به صفا می رسانمت

ای سرو ناز بر چمن باغ دل بمان

کز آب دیده نشو و نما می رسانمت

از آرزوی لعل تو خون می شود دلم

آخر نگفته ای که شفا می رسانمت

پنهان مدار ابن حسام از طبیب،درد

بر وعده ای که گفت دوا می رسانمت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر با محبت و تقدیر به محبوبش می‌پردازد و عنوان می‌کند که برای رسیدن به او و تقدیم عشق و ارادتش تمام تلاش را کرده است. او به صفای کعبه اشاره می‌کند و می‌گوید که از دل و جان با آرزوی وصال محبوبش می‌سوزد. هرچند در درد و فراق، در انتظار شفای عشقش به سر می‌برد، ولی همچنان به وعده‌های او امید دارد و از کسی نمی‌خواهد که در انتظارش پنهان بماند.