غزل شمارهٔ ۵۰ ابن حسام خوسفی
ابن حسام خوسفی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
لبت یاقوت گوهر پوش دارد
به گاه بوسه طعم نوش دارد
سرزلف سیاهت بر بناگوش
زنزهت بوی مرزنگوش دارد
چوگوشت با رقیبان است کم زان
که یک ره جانت ما گوش دارد
دلم با روی خوب تست دایم
بگو بهرخدا نیکوش دارد
چو جان تن را در آغوش آمدی دوش
تنم جان بین که در آغوش دارد
زدوشت دوش برخورداربودم
دلم امشب هوای دوش دارد
دل ابن حسام از اتش شوق
ز گرمی سینه را پرجوش دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و جذابیت معشوق است. شاعر به ویژگیهای ظاهری و جذابیتهای جسمی معشوق اشاره میکند؛ مانند لبانش که به یاقوت میمانند، طعم بوسهاش که شیرین است و موهای سیاهش که عطر خاصی دارد. او همچنین از عشق و اشتیاق به معشوق و تمایل به نزدیکی و آغوش گرفتن با او سخن میگوید. در نهایت، شاعر ابراز میکند که دلش به شدت مشتاق دیدار معشوقش است و این شوق او را میسوزاند.