شمارهٔ ۱۰۹ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
جز رخ یار من بهار که دید
چون قدش سرو جویبار که دید
چشمه آب خضر جز دهنش
معدن در شاهوار که دید
طرب افزای تر ز یاقوتش
باده لعل خوشگوار که دید
غیر دردانه بر بناگوشش
ماهرا زهره گوشوار که دید
شاخ سنبل بلطف طره او
کشته بر چین لاله زار که دید
چون من از عاشقانش گرم روی
گر چه هستند صد هزار که دید
دستش از پا فکند ابن یمین
دست کس را چنین نگار که دید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق خود اشاره میکند. او میگوید که هیچ چیز در دنیا به جذابیت و زیبایی یار او نمیرسد. او زیبایی چهره یار را با بهار و قدش را با سرو مقایسه میکند. همچنین به طراوت و شیرینی لبانش اشاره میکند و هیچ چیز دیگری جز وجود او را نمیتواند با ارزش بداند. شاعر با آوردن تصاویری از زیباییهای مختلف مانند یاقوت و زهره، تأکید میکند که زیبایی یار او منحصر به فرد است و هیچ عاشق دیگری نمیتواند مانند او باشد. در نهایت، شاعر به عشقی عمیق و درد فراق اشاره میکند که او را به شدت تحت تأثیر قرار داده است.