شمارهٔ ۱۱۲ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
چو روی آن پری پیکر گلی بیخارکی باشد
چو قدش سر و سیم اندام خوش رفتار کی باشد
کجا یاقوت رمانی بمیگون لعل او ماند
و گر ماند بلعل او چنان دربار کی باشد
دهانش از لب کوثر بسی خوشتر که از کوثر
نخیزد در و گر خیزد همه شهوار کی باشد
غم عشقش بدلداری برد هرگز کسی چون من
مرا همچون غم عشقش کسی دلدار کی باشد
گرم جان در سر مهرش رود زو بر نگیرم دل
ز جان باشد شکیبائی ولی از یار کی باشد
مرا مستی عشق او ز سر بیرون نخواهد شد
چو عشقش در دهد ساغر کسی هشیار کی باشد
گروهی را شگفت آمد که جان در کار او کردم
ولی ز ابن یمین آخر شگفت اینکار کی باشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهٔ زیبایی و جذابیت یک معشوقه است که شاعر او را با نمادهای طبیعی و قیمتی همچون گل و یاقوت توصیف میکند. شاعر از خویشتن میگوید که در غم عشق این معشوقه جز خودش کسی را نمیشناسد و برای او تحمل و صبر در عشق معنایی ندارد. او بیان میکند که هرگونه عشق و مستی که به واسطهٔ معشوقش نصیبش میشود، غیرقابل فراموشی است و دیگران هم از شگفتیهای او در عشق او آگاه هستند. در کل، شعر به تمجید از زیبایی، تأثير عشق و دلباختگی میپردازد.