شمارهٔ ۱۱۵ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
دل دیوانه سار من چو از زلفش در آویزد
ز طاق ابرویش خود را بزنجیر اندر آویزد
کسی در کوی عشق او بپایان میبرد پیمان
که چون پا در نهد اول بدست خود سر آویزد
بیاد رسته دندان همچون در شهوارش
ز تار هر مژه چشمم هزاران گوهر آویزد
بناگوش چو سیم او و بروی دانه های در
مه است ار نه بگرد رخ نگر این زیور آویزد
دلم در بر کبوتر وش نباشد بی تپش یکدم
ز بیم آنکه طوطی خطش در شکر آویزد
بنفشه بر گل سوری بگرد چشمه نوشش
چو دود عنبر افشانست کاندر اخگر آویزد
نیاید در تن عاشق بزنجیر آندل شیدا
که یکره دست در زلف بت سیمین بر آویزد
دل ابن یمین گر شد اسیر عشق او شاید
بلی بلبل بدام گل عجب نبود در آویزد
کجا بازوی تقوی را بود آن دسترس هیهات
که با سر پنجه عشق پریرویان در آویزد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به تشریح عشق و جذابیتهای معشوق میپردازد. او از اسارت دل خود در زلف و ابروی معشوق سخن میگوید و بیان میکند که عشق او همچون زنجیری است که دل عاشق را به خود میکشد. شعر به تصویر کشیدن زیباییهای معشوق و تأثیر آن بر دل عاشق نیز میپردازد و به گونهای احساسی و شاعرانه، گستردگی عشق و دلبستگی را به نمایش میگذارد. در نهایت، شاعر اشاره میکند که عاشق نمیتواند از زنجیر عشق رهایی یابد و همیشه در پی زیبایی و جذابیتهای معشوق خواهد بود.