شمارهٔ ۱۱۴ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خطش از ریحان طرازی بر گل سوری کشید
نرگس از مستی چشمش رنج مخموری کشید
از می عشقش برندی و بقلاشی فتاد
هر که روزی در جهان نامی بمستوری کشید
بر سر سرو سهی تا گل ببار آمد ترا
غنچه دلها چو نرگس از تو رنجوری کشید
پسته شکر فشانت بسکه شیرینکار شد
رخ ز شرمش انگبین در ستر مسروری کشید
تا خراب آباد دل را عشق تو معمار شد
عقل کاستادی نمودی بار مزدوری کشید
از دلم شاکر نگشتی تا نشد خون در غمت
شکر ایزد را که سعی دل بمشکوری کشید
کو شب وصلی که تا ابن یمین در بندگیت
عرضه دارد آنچه دل از درد مهجوری کشید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و زیبایی است. شاعر در ابیات خود به تأثیرات عمیق عشق اشاره میکند و از زیباییهای طبیعی مانند گل و نرگس و همچنین می و شراب سخن میگوید. او از رنج و شوقی که در دل عاشق به وجود میآید، مینویسد و بیان میکند که عشق میتواند به زندگی معنایی عمیق بدهد. همچنین، شاعر از حالاتی چون مستی و غم فراق میگوید و نیاز به وصال را به تصویر میکشد. در نهایت، او به شکرگزاری پرداخته و عشق را چون معمار دل و زندگی میداند.