شمارهٔ ۱۵ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
بر من گذشت آن پسر شنگ نوش لب
رخ در میان زلف چو مه در سواد شب
پیش خط هلال وش و روی چون مهش
خورشید را ندید کسی عنبرین سلب
با وی رقیب همره و آری چنین بود
دائم خمار با می و خار است با رطب
میرفت و پای تا سرم از تاب مهر او
میسوخت آنچنانکه بسوزد زمه قصب
با چشم آهوانه او تاب در دلم
افکند و همچو شیر همی سوزدم ز تب
دست از دو کون شسته ام ای دوست بهر تو
ور ز آنکه دشمنان شمرند اینسخن عجب
آتش بیار و خرمن عشاق را بسوز
کآتش کند پدید که عود است یا حطب
هر فتنه را بود سببی شکر حق در آن
بهر هلاک ابن یمین هم توئی سبب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر از زیبایی و جذابیت پسر شنگ و چهرهاش سخن میگوید. او به زیبایی که در زلف او مثل ماه در شب است اشاره میکند و قدرت تأثیرش بر دل عاشق را به تصویر میکشد. شاعر در صحنهای از عشق و لذتهای آن غوطهور است و میگوید که حتی در میانه رقیب هم، احساساتش به شدت بر او چیره شده است. او تا حدی مجذوب این زیبایی شده که گویی از دنیا و رقابت دست کشیده و فقط به خاطر محبوب خود، تاب و تحمل خود را از دست داده است. در نهایت، شاعر به وجود فتنهها و مشکلات اشاره میکند و میگوید اینها همگی بر اساس تقدیر و حکمت خداوند هستند.