شمارهٔ ۱۶ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
بیاض غمزه روی و سواد طره شب
ز روی و موی نمود آن نگار شیرین لب
رخش سایه زلف اندرون بدان ماند
که آفتاب درخشان شود میانه شب
کنم تحمل جور رقیبش از پی آنک
ز مار مهره بدست آید و ز خار رطب
پیام دادم و گفتم که سوخت پیکر من
ز مهر روی تو چون از فروغ ماه قصب
جواب داد که من ماهم و تنت قصب است
قصب ز پرتو مه گر بسوخت نیست عجب
اگر چه آن صنم آذری خلیل منست
مرا عذاب چو نمرود میکند بلهب
بیا و بر لبم آبی زن ایمسیح نفس
که تاب مهر تو میسوزدم در آتش تب
ز سر برون نکنم جستجوت در همه عمر
اگر چه در تک و پویم شکست پای طلب
سفر ز کوی تو ابن یمین چگونه کند
که باشد از رخ و زلف تو ماه در عقرب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی چهره و موی محبوب اشاره دارد و احساسات عاشقانه و درد ناشی از دوری و جدایی را به تصویر میکشد. شاعر وضعیت روحی خود را وصف میکند که به خاطر عشق به معشوقش دچار عذاب و رنج است. او از زیباییهای معشوق، شبیه به نور ماه، سخن میگوید و به تحمل مشکلات و سختیها به خاطر عشقش اشاره میکند. در نهایت، شاعر ابراز میکند که نمیتواند از جستجوی معشوق دست بکشد، حتی اگر در این راه دچار شکست و سختی شود. بهطور کلی، شعر تجلی احساسات عمیق عشق، زیبایی و رنج است.