شمارهٔ ۱۶۴ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
گل بصد ناز در آمد بچمن بار دگر
مست شد بلبل شوریده چو من بار دگر
پیش ازین گر چمن از برگ و نوا هیچ نداشت
درم افشاند برو شاخ سمن بار دگر
از سر سرو سهی نافه بیفتاد مگر
کز چمن خاست دم مشک ختن بار دگر
زعفران کرد مگر تعبیه در غنچه صبا
زآنکه در خنده فتادست دمن بار دگر
از هوا داری طفل چمن است آنکه سحاب
دایه وش کرد لبش تر به دهن بار دگر
در سرم هست که در موسم نوروز کنم
با دل افروز بتی عزم چمن بار دگر
ره بچین سر زلف وی اگر چند خطاست
دل بدو می کشدم حب وطن بار دگر
عزم دارم که درین موسم خرم بصبوح
باده خواهم ز بت سیم ذقن بار دگر
گر چه دانم که بزرگان همه بر ابن یمین
خرده گیرند که شد توبه شکن بار دگر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به زیبایی و شگفتیهای بهار اشاره میکند. با آمدن بهار، گلها دوباره شکوفا میشوند و بلبل مانند او، مست و شاداب میگردد. شاعر به زیبایی چمن و عطر گلها اشاره میکند و یادآور میشود که پیش از این، چمن جانی نداشت، اما اکنون بار دیگر زندگی و زیبایی به آن بازگشته است. شاعر درباره خاطرات و احساساتی که بهار با خود میآورد صحبت میکند و تصمیم دارد در این فصل خوش، با دلافروزی به چمن برود و لحظاتی شاد و خوش را تجربه کند. او به آرزوهای خود در زمینه عشق و خوشیهای زندگی اشاره میکند و در نهایت به نقد و قضاوت دیگران درمورد رفتارهای خود توجه میدهد. این شعر نمایانگر شور و شعف زندگی و زیباییهای آن است.