شمارهٔ ۱۵۹ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
حبذا نزهت ایام بهار
که برد ز اهل خرد صبر و قرار
سجع گویان شده از ذوق و طرب
قمری و فاخته بر سرو و چنار
وقت آنست که از خانه کنند
بتماشا سوی گلزار گذار
دشت از سبزه چو دریا در موج
ریخته گوهر عشرت بکنار
گوهر عشرت اگر میطلبی
گذری کن سوی آن دریا بار
ساقیا سبحه و سجاده بگیر
بر خمار برو باده بیار
نقد را دان که نبینم اثری
با تو امسال ز آینده و پار
اینجهان مزرعه آخرتست
هر چه خواهد دلت ایدوست بکار
دهقنت پیشه گرفت ابن یمین
تا هم از کشت خودش آرد بار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیباییهای بهار و لذتی که این فصل برای انسانها به ارمغان میآورد، میپردازد. شاعر از شوق و طرب مردم در این ایام سخن میگوید و دعوت به گردش در گلزارها و لذت از طبیعت میکند. همچنین به اهمیت لحظهها و زندگی در این دنیا به عنوان مزرعهای برای آخرت اشاره دارد و تأکید میکند که باید از زمان بهرهبرداری کرد. در نهایت، شاعر با کار و تلاش، محصولاتی برداشت میکند که از کاشت خودش به دست آمدهاند.