شمارهٔ ۱۸۸ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
تا دبدبه حسن تو افتاد در آفاق
نآمد نفسی بی غم دل بر لب عشاق
مشتاق توأم، جفت غمم بهر چه داری
دریاب که شد طاق، ز غم طاقت مشتاق
درد دل ما را به لب لعل دوا کن
در جان چو رسد زهر، چه سودست ز تریاق
در سر هوسم هست که با چون تو نگاری
کز غایت لطفت بدلی نیست در آفاق
نوشم دو سه می جز می و جز تو دگری نه
می نوش بدینسان و میندیش ز انفاق
با دختر رز جفت تمتع نتوان شد
تا عصمت و تقوی ننهی بر طرف طاق
من ابن یمینم شده مشهور به رندی
نه زاهد سالوسم و نه صوفی زراق
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و دلتنگی است. شاعر از معشوقی سخن میگوید که حضور او در آفاق، دل عاشقان را شاد میکند، اما در غیاب او، دل عاشقان پر از غم و دلتنگی است. او خود را مشتاق معشوق میداند و از او درخواست میکند که درد دل او را تسکین دهد. شاعر به زیبایی و خاص بودن معشوق اشاره میکند و میگوید که هیچ چیزی جز عشق او نمیتواند او را شاد کند. همچنین به تمایز بین عشق واقعی و ظاهری اشاره میکند و خود را از افرادی که به ظواهر میپردازند، متمایز میکند. شعر در نهایت بر تلاطم احساسی و درک عمیق عشق تأکید دارد.