شمارهٔ ۱۹۳ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای در زمانه حسن تو چون در بهار گل
ناید به پیش روی تو اندر شمار گل
تا انتساب گل بتو کردند آمدست
خندان و سرخ روی سوی جویبار گل
گل را چه نسبت است برویت چو ایمنست
در گلشن جمال تو ز آسیب خار گل
از بس که سرخ و زرد بر آمد از آنکه شد
از روی لاله رنگ رخت شرمسار گل
باد صبا حکایت حسنت بگل رساند
از رشک شد چو سنبل تر بیقرار گل
و آن زر ساو بر طبق لعل فام کرد
تا بر سرت کند بتواضع نثار گل
ای باغبان بیا و قد و خد او نگر
منشان بباغ سرو سهی و مکار گل
آب روان و سبزه و جام شراب و رود
گر چه خوشند خوشتر ازین هر چهار گل
اما بسان ابن یمین هم که عاشق است
با روی دلستانش نیاید بکار گل
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به وصف زیبایی و جذبه محبوبی میپردازد که او را به گل تشبیه کرده است. شاعر بیان میکند که هیچ گلی به پای زیبایی محبوبش نمیرسد و حتی گلها نیز تحت تأثیر زیبایی او شرمندهاند. باد صبا خبر زیبایی او را به گلها میرساند و حتی گلها نسبت به او حسادت میکنند. شاعر از باغبان میخواهد که به زیبایی محبوبش توجه کند و آن را با زیبایی گلها مقایسه کند. همچنین اشاره میکند که هرچند طبیعت و شادیهایی چون آب و سبزه و شراب زیبا هستند، اما به پای زیبایی دلنشین محبوبش نمیرسند. در نهایت، عشق شاعر به محبوبش بسیار عمیق و واقعی است و او را از هر چیز دیگری مهمتر میداند.