نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰۴ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

تا فتادست نظر بر رخ رخشان توام

بر تو آشفته تر از زلف پریشان توام

صفت حسن تو آئینه کند با تو بیان

نه دل خسته که من واله و حیران توام

گر مرا جان و جهان در سر سودات شود

از تو تاوان نتوان خواست که من ز آن توام

ورکنی دیده پر از خون سیاهم چو دوات

سر بود همچو قلم بر خط فرمان توام

ملک وصلت که بعشاق سیه دل برسید

حیف آمد برقیبان گرانجان توام

ننهم روی ز بیماری عشقت به بهی

تا بدندان نرسد سیب زنخدان توام

جزع من همچو صدف پر شود از گوهر تر

گر در آید بنظر رشته دندان توام

منت امروز چنان سست وفا می بینم

که یقین شد ز دل سخت چون سندان توام

گر بفردا برسد ابن یمینت گوید

عهد بشکستی و من بر سر پیمان توام

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به عشق و جذابیت معشوق خود اشاره می‌کند و از وضعیت آشفته و دلشکسته‌اش به خاطر این عشق می‌گوید. او بیان می‌کند که زیبایی معشوقش می‌تواند دل‌های عاشقان را تحت تأثیر قرار دهد و او خود را به‌عنوان عاشق و واله‌ای نسبت به معشوق توصیف می‌کند. شاعر همچنین به وفاداری و پیمانی که با معشوق داشته اشاره می‌کند و ابراز می‌کند که این عشق برای او چقدر سخت و دشوار شده است. در نهایت، او از عدم وفای معشوق و احتمالی برای شکستن عهد در آینده ابراز نگرانی می‌کند.