نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۱۲ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

زلف مشکین تو بر طرف بنا گوش چو میم

هست چون بر سمن از سنبل تر حلقه جیم

من بجز جوهر فرد تو که نامش دهن است

درج یاقوت ندیدم صدف در یتیم

در جهان نیست کسی را بجز از نرگس مست

نسخه غمزه جادوی تو آن نیز سقیم

تا چه فرخنده وجودی که چو موجود شدی

ما در دهر شد از مثل تو فرزند عقیم

ز آن حلاوت که لب لعل شکر بار تر است

نبود بهره جز آنرا که بود ذوق سلیم

ای نسیم سر زلفت دم جانبخش مسیح

وی بنا گوش چو سیمت ید بیضای کلیم

تا اشارات غم عشق تو بربود دلم

هست قانون فلک راست چو تقویم قدیم

چون ز خاک سر کوی تو صفا بینم و بس

چه کنم روی به مروه چه کنم رکن حطیم

زنده گردد بنوی بار دگر ابن یمین

گر به خاکش گذرد ز آن دم جان بخش نسیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت‌های معشوق پرداخته است. شاعر با استفاده از تصاویر و نمادهای مختلف، مانند زلف مشکین، لب لعل و نرگس مست، خاصیت جادویی و دلربایی معشوق را به تصویر می‌کشد. او می‌گوید که در دنیا هیچ چیز به زیبایی و جذابیت وجود معشوق نیست و اشارات عشق او دلش را تسخیر کرده است. همچنین، شاعر به احساس تنهایی و کمبودِ عشق در زندگی‌اش اشاره می‌کند و از قدرت و تأثیر معشوق بر جان و دل خود سخن می‌گوید. در نهایت، او از خداوند درخواست می‌کند تا دوباره عشق را به او عطا کند.