شمارهٔ ۲۱۸ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
من اندر حلقه زلفش دلی دارم خراب از غم
مرا در عشق او چشمیست دائم غرق آب از غم
خیالش را توان دیدن بخواب اما کجا بینم
چو اندر دیده می ناید مرا ایدوست خواب از غم
دل غمگین من دارد هوای لعل میگونت
چو میداند که نرهاند کس او را جز شراب از غم
جگر خوارست معشوق و جگر خونست عاشق را
ولی گر سر فرود آرد دلی دارم خراب از غم
نگارین من از سنبل چو چو کان میکشد بر گل
بسان گوی میافتد دلم در اضطراب از غم
صبا از چین زلف او نسیمی گر بچین آرد
درون نافه خون گردد دگر ره مشک ناب از غم
بحنا چون کند دلبر خضاب آندست سیمین را
کند ابن یمین چهره بخون دل خضاب از غم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به شدت تحت تأثیر عشق و غم ناشی از آن است. او در وصف دل تنگی و مشکلاتش به خاطر عشقش صحبت میکند، به طوری که دلش خراب شده و چشمانش همیشه در اشک است. او نمیتواند خیال معشوقش را به طور واقعی ببیند و تنها در خواب به سراغش میرود. همچنین، دل غمگینش به شراب پناه میبرد چون میداند هیچ چیز دیگری نمیتواند او را نجات دهد. شاعر به تمایز بین حال معشوق و عاشق اشاره میکند؛ معشوق به نوعی معذب است و عاشق نیز در عذاب. او از زیبایی معشوق و تأثیر زلفش بر دلش سخن میگوید و به زیبایی و لطافت آن اشاره میکند. در نهایت، او احساس میکند که در محاصره عشق و غم قرار دارد و هیچ راهی برای رهایی از آن نمیبیند.