شمارهٔ ۲۱۷ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
کج نظر باشم اگر با تو بدل راست نیم
یا بجان در پی کاری که دلت خواست نیم
آنکه بر آتش سودای تو بنشست منم
آنکه از خاک ره عشق تو برخاست نیم
خار خار گل سیراب تو گر نیست مرا
بنده آنکه سهی سرو تو پیراست نیم
نیست صاحبنظر آن کز تو شکیبش باشد
شکر ایزد که من آن کز تو شکیباست نیم
من و تو هر دو چو ماهیم و عجب نیست مرا
تو در افزونی و من بی کم و بی کاست نیم
طاق ابروی تو محراب کنم گر چه کج است
تا نگویند مگر با تو بدل راست نیم
گفته ئی ابن یمین نیست بدل عاشق من
گر نیم بنده آنکو رخت آراست نیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از عشق و وابستگیاش به معشوق سخن میگوید. او تأکید میکند که در مسیر عشق، خود را به آتش انداخته و عشق او را سیراب میکند. شاعر به زیبایی و بینظیری معشوق اشاره میکند و خود را بنده و در خدمت او میداند. او همچنین به مفهوم وفاداری و صبر در عشق اشاره میکند و میگوید که اگر کسی از او شکیبا باشد، او نیز با عشق و وفاداری در کنار معشوق خواهد بود. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید میکند که هر دو مانند ماه هستند، یکی در کمال و دیگری در نقصان، و به زیبایی ابروی معشوق اشاره میکند.