شمارهٔ ۲۲۲ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
من عاشق و رند و می پرستم
سر مست صبوحی الستم
ای غره بهوشیاری خویش
بگذار نصیحتم که مستم
از بند جهان بگشتم آزاد
از منت این و آن برستم
دل از سر نام و ننگ برخاست
تا من بمراد دل نشستم
بس حیله و بس بهانه جستم
تا از در ننگ توبه جستم
چون ابن یمین بسا که گویم
زینگونه که رند و می پرستم
از پای در آمدم ز مستی
ایدوست بیا بگیر دستم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
سخن دربارهی عشق و شور و حال شاعر است که به مستی و رندی خود اشاره میکند. او از قید و بندهای دنیوی آزاد شده و از نگرانیها و قضاوتهای دیگران رهاست. دل او از نام و ننگ جدا شده و به دنبال خواستههای واقعی خود میگردد. شاعر با جستجوی بهانههایی برای رهایی از توبه و قیدها به زندگی آزاد و شاداب میاندیشد و از دوستی دعوت میکند که دست او را بگیرد و همراهش باشد.