شمارهٔ ۲۳۲ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
بر بیاض مه سواد خط عنبر ساش بین
برگل سوری طراز سنبل رعناش بین
خسرو ملک ملاحت آن بت شیرین لبست
بر سر منشور حسن ابروی چون طغراش بین
کج نظر گر نیستی بگشای چشم دور بین
کسوت لطف الهی راست بر بالاش بین
ایدل از تلخی جور او مکن ابرو ترش
چون الف اندر میان جان شیرین جاش بین
ور ندیدی شاخ سنبل سر فشان در پای سرو
قد چون سرو روان و زلف سر تا پاش بین
خضر را خواهی که بینی بر لب آبحیات
شهپر طوطی بگرد شکر گویاش بین
ایکه پندم میدهی یکره بکویش بر گذر
تا مرا معذور داری خنده زیباش بین
گفتمش جانرا ببوسی با تو سودا میکنم
خنده زد بر من بطعنه گفت آن سوداش بین
میخورد خون دل ابن یمین میگون لبش
ور ز من باور نداری سرخی لبهاش بین
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به وصف زیباییها و لطافتهای معشوق میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویری زیبا و استعارههایی دلنشین، معشوق را با ویژگیهای خاص توصیف میکند. او بر بیاضهایی که به مانند سواد خطی بر آنها نوشته شده، برگی که طراز سنبل را به نمایش میگذارد، و همچنین بر زیبایی ابروهایی چون طغرا، تأکید میکند. شاعر به مخاطب یادآوری میکند که اگر نمیتواند زیباییها را ببیند، باید چشم دلش را بگشاید تا مظهر لطف الهی را ببیند. او همچنین از محبوب میخواهد که از تلخیهای زندگی نرنجد و زیباییهایش را ببیند، و نسبت به عشق و دوستی دعوت میکند. در نهایت، شاعر با بیان عشق و علاقه خود به معشوق به زیبایی لبان او و تاثیر آن بر دلش اشاره میکند. این شعر ترکیبی از عشق، زیبایی و حسرت است.