شمارهٔ ۲۵۷ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
نگارم ار بگذارد ز رخ نقاب فرو
شود ز خجلت رخسارش آفتاب فرو
بطاق ابروی او ماه نو چو در نگرد
همانزمان که در آید رود ز تاب فرو
پر غراب نگویم بزلف او ماند
که دید ریخته مشک از پر غراب فرو
ز شرم غالیه گون خط او چو نیلوفر
بنفشه سر برد از خوی تر بآب فرو
فرو شدست سر عقل من ز شوق لبش
بلی شود همه کس را سر از شراب فرو
ز تاب آتش هجرش چکید خون ز دلم
چکد هر آینه خونابه از کباب فرو
مجوی از دل ابن یمین شکیب از آنک
نوشته اند خراج از ده خراب فرو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و زیبایی معشوق است. شاعر به توصیف جمال و صفات معشوق میپردازد و احساسات خود را نسبت به او بیان میکند. اشاره به خجالت و شرم معشوق به شکل زیبا و لطیف، و مقایسه زیباییهای او با عناصر طبیعی مانند آفتاب و ماه، نشاندهنده عمق عشق و دلبستگی شاعر است. همچنین، احساس درد و رنج ناشی از دوری معشوق و اثرات آن بر قلب شاعر نیز در شعر مشهود است. به طور کلی، این شعر نمایانگر عاشقانههای عمیق و تمایلات درونی شاعر است.