نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۵۹ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

آمد آن سرو سهی بر رخ نقاب انداخته

سایه شعر سیه بر آفتاب انداخته

بر کشیده لاله گلبوی را نیل صبوح

سنبل سیراب را در پیچ و تاب انداخته

عارضش غرق عرق از می ولی با رنگ و بوی

بود گوئی سیب سرخ اندر گلاب انداخته

تار باید دل ز هشیاران و پنداری که هست

نرگس مست ترا در نیم خواب انداخته

کرده چوگان از کمند زلف مشک افشان خویش

گوی دلها را زغم در اضطراب انداخته

در هوای آتش رخسار چون گلنار تو

من چو نیلوفر سپر بر روی آب انداخته

از هوای خاک پایش آب چشم پر نمم

آتش اندوه را در التهاب انداخته

در دل ابن یمین مهر رخ چون ماه تو

گنج آبادست در کنج خراب انداخته

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر تصویری زیبا و پر از احساس از محبوب خود ارائه می‌دهد. او به تشبیه‌های مختلفی از زیبایی محبوبش پرداخته و از ویژگی‌هایی چون چهره‌ای زیبا، رنگ و بوی جذاب او سخن می‌گوید. محبوب در این شعر شبیه به درختی است که بر ناخوشی‌ها سایه می‌افکند و تجلی‌های زیبایی در او جلوه‌گر است. شاعر احساساتی چون عشق و تنگی دل را به تصویر می‌کشد و به بازی با عواطف و نوسانات درون خود اشاره می‌کند. او به شدت تحت تأثیر زیبایی محبوب قرار گرفته و این احساسات را به شیوه‌ای شاعرانه و توصیفی بیان می‌کند.